تبليغاتX
یاس
 شب سکوت آرامش

شب سکوت آرامش

شب است آسمان تیره و تار

در کوچه پس کوچه های کودکی ام قدم می زنم .....

خانه های کاهگلی و کوچه های تنگ

زمستان است و کنار دیوارها برف سفید نمایان است

روی گلهای یخ زده وسط کوچه قدم می زنم

می روم و می روم

به یاد خاطرات کودکی ام

آه چقدر هوا سرد است .........

اما

صدای قهقهه مستانه مردم در کوچه ها پیچیده

بوی دود مطبخ هایشان را حس می کنم

چقدر خوشحال و شادند

نه غمی نه غصه ای

کم کم دارم به کوچه باغها نزدیک می شوم

صدای گرگها و شغالها را می شنوم

حتی صدای آنها هم دلنشین است

حتی ترس از آنها

آی مردم کاش همیشه کودک می ماندم

کاش کاش

 

من می خواهم کودک باشم .....................

|+| نوشته شده توسط جواد در جمعه سی ام بهمن 1388  |
 
 
بالا